دل نوشته - بهار را باور کن
  • بهار را باور کن

  •  

     

    باز کن پنجره را، که نسیم

    روز میلاد اقاقی ها را

    جشن می گیرد

    و بهار

    روی هر شاخه، کنار هر برگ

    شمع روشن کرده ست.

    همه چلچله ها برگشتند

    و طراوت را فریاد زدند

    کوچه یکپارچه آواز شده ست

    و درخت گیلاس

    هدیه ی جشن اقاقی ها را

    گل به دامن کرده ست.

    باز کن پنجره را، ای دوست

    هیچ یادت هست

    که زمین را عطشی وحشی سوخت؟

    برگ ها پژمردند؟

    تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

    هیچ یادت هست؟

    توی تاریکی شب های بلند

    سیلی سرما با تاک چه کرد؟

    با سر و سینه گل های سپید

    نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟

    هیچ یادت هست؟

    حالیا معجزه را باور کن

    و سخاوت را در چشم چمنزار ببین

    و محبت را در روح نسیم

    که در این کوجه تنگ

    با همین دست تهی

    روز میلاد اقاقی ها را

    جشن می گیرد!

    باز کن پنجره را

    و بهاران را

    باور کن.

    فریدون مشیری                

                      *فرا رسیدن سال نو خورشیدی مبارک باد* 

    پ ن ۱: به قول معروف دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره !  به دلایلی  از جمله سفر و  دید و بازدید عید و ... زود تر  نشد بیام و پست بذارم.

    پ ن ۲: به امید بهار ظهور .

     



    نويسنده: حلیما | تاريخ ارسال: 1388/1/5 ساعت: 12:20 | + نظردهيد(6) |
  • مطالب پیشین

  • باز باران
    نشانه
    یا حسین شهید (ع)
    خاطره!
    آرزو